
نمایشگاه پورتفولیوی اعضای انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، در روز جمعه هفتم آذرماه، در گالری ممیزِ خانهی هنرمندان ایران گشایش یافت و تا چهاردهم همین ماه، پذیرای علاقهمندان، طراحان، دانشجویان و فعالان حوزهی گرافیک بود. این رویداد، بنا بر اعلام روابط عمومی انجمن، با استقبال مخاطبان همراه شد و هدف آن، نمایش بخشی از توانمندیها، قابلیتها و ظرفیتهای حرفهای اعضای انجمن در قالب پورتفولیو عنوان شد؛ قالبی که در جهان حرفهای طراحی، جایگاهی بنیادین و تعیینکننده در معرفی هویت کاری هر طراح دارد.
بر اساس فراخوان رسمی منتشرشده از سوی انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، پورتفولیو بهعنوان مجموعهای هدفمند از بهترین نمونهکارهای یک طراح تعریف شده بود؛ مجموعهای که میبایست تواناییها، سبک شخصی، قدرت حل مسئله و کیفیت نگاه حرفهای طراح را بهشکلی روشن، قابل ارزیابی و متقاعدکننده در معرض دید مخاطب قرار دهد. در همین راستا، گایدلاینی مشخص برای نحوهی ارائهی آثار تعیین شده بود؛ از ابعاد فریم و تعداد صفحات گرفته تا چینش اطلاعات، فرمت فایلها و حتی جایگاه رزومه و اطلاعات تماس.
با این حال، آنچه در فضای نمایشگاه با آن مواجه میشویم، فاصلهای معنادار میان «تعریف نظری پورتفولیو» و «برداشت عملی از آن» است. نمایشگاه، از منظر تعداد آثار و گسترهی مشارکت، پرحجم و متنوع به نظر میرسید؛ اما این تنوع، بیش از آنکه بیانگر تکثر خلاقیتها باشد، نشاندهندهی فقدان یک درک مشترک از مفهوم پورتفولیو در میان شرکتکنندگان بود. گویی هر اثر، روایت مستقل و گاه بیارتباطی از آنچه پورتفولیو میتواند و باید باشد، ارائه میداد.
نبود فرآیند داوری یا حتی نظارت کیفی حداقلی، سبب شده بود تمامی آثار ارسالی ــ صرفنظر از میزان انطباق با گایدلاین اعلامشده یا کیفیت طراحی ــ به نمایش درآیند. پیامد این تصمیم، شکلگیری فضایی بود که در آن، طیفی بسیار گسترده از سطوح طراحی، از آثار قابلتأمل و حرفهای تا نمونههایی که از منظر زیباییشناسی، ساختار بصری و شناخت ترندهای روز طراحی گرافیک، فاصلهای چشمگیر با استانداردهای معاصر داشتند، در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند.
در میان آثار به نمایش درآمده، نمونههایی مشاهده میشد که نهتنها واجد ساختار منسجم پورتفولیو نبودند، بلکه اساساً مفهوم پورتفولیو را با نمایش سادهی چند اثر طراحی اشتباه گرفته بودند. پورتفولیو، در معنای حرفهای خود، صرفاً گردآوری نمونهکارها نیست؛ بلکه طراحی یک روایت بصری است. روایتی که از طریق ساختار، ریتم، تایپوگرافی، هارمونی بصری و انتخاب آگاهانهی محتوا، جهان فکری و توان طراحی صاحب اثر را بازنمایی میکند.
در برخی آثار، با متونی طولانی، رزومهمحور و گاه خودزندگینامهگونه مواجه میشویم؛ متونی که بیش از آنکه به درک بهتر آثار کمک کنند، به بار اضافی اطلاعاتی بدل شدهاند. این در حالی است که در رویکردهای حرفهای و بینالمللی، پورتفولیو اساساً بستری برای پرزنتیشن بصری است؛ جایی که طراحی، پیش از کلمات سخن میگوید و ساختار، پیش از توضیح، معنا میسازد.
شگفتآور آنکه حتی در میان آثار برخی چهرههای شناختهشده و باسابقهی طراحی گرافیک ایران نیز نمونههایی به چشم میخورد که صرفاً در قالب یک شیت منفرد ارائه شده بودند؛ امری که نه با تعریف پورتفولیو همخوانی دارد و نه با انتظاری که از یک رویداد صنفی در این سطح میرود. این مسئله، بیش از هر چیز، بر فقدان یک چارچوب مفهومی مشترک و نبود هدایت حرفهای از سوی برگزارکننده دلالت دارد.
بیگمان، تفاوت سطح مهارت و نگاه طراحی در میان اعضای یک انجمن صنفی، امری طبیعی و حتی اجتنابناپذیر است. اما هنگامی که چنین تفاوتهایی بدون هیچگونه پالایش، انتخاب یا کیوریتوری، در قالب یک نمایشگاه رسمی و با نام انجمن به نمایش گذاشته میشود، پرسشهایی اساسی در ذهن مخاطب شکل میگیرد. مخاطبی که با این پیشفرض وارد نمایشگاه میشود که آنچه میبیند، بازتابی از حداقلهای حرفهای و استانداردهای مورد پذیرش یک نهاد تخصصی است.
نمایشگاهی که میتوانست بهمثابهی ویترینی از توان طراحی انجمن طراحان گرافیک ایران عمل کند، در عمل، تصویری ناهمگون و گاه متناقض ارائه داد؛ تصویری که بیش از آنکه قدرت و انسجام را تداعی کند، ابهام و پراکندگی را به نمایش گذاشت. همین امر، بهناچار این پرسش را پیش میکشد که معیارهای حرفهای عضویت، نمایندگی و ارائهی آثار در انجمن تا چه اندازه تعریفشده، بهروز و همراستا با تحولات جهانی طراحی گرافیک است.
در طول برگزاری نمایشگاه، واکنشها و گفتوگوهایی از سوی مخاطبان، بهویژه نسل جوانتر و دانشجویان حوزهی هنر، شنیده میشد که حاکی از نوعی شگفتی و حتی ناامیدی نسبت به سطح برخی آثار بود. این بازخوردها ــ فارغ از قضاوت ارزشی ــ نشانهای است از فاصلهای که میان انتظار مخاطب از یک رویداد صنفی معتبر و واقعیت ارائهشده وجود دارد.
با این همه، نباید از این نکته غافل شد که برگزاری چنین رویدادهایی، بهویژه در قالبهایی تازه و با هدف فعالسازی مشارکت اعضا، میتواند نشانهای از تلاش انجمن برای بازتعریف نقش خود در فضای حرفهای باشد. نمایشگاه پورتفولیو، بهعنوان ایده، واجد ظرفیتهای فراوانی است؛ ظرفیتی که میتواند در صورت همراهی با آموزش، کیوریتوری، نظارت کیفی و تعریف دقیق استانداردها، به بستری مؤثر برای ارتقای سطح طراحی و گفتوگوی حرفهای بدل شود.
امید آن میرود که هیئتمدیره و دبیرخانهی انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، این تجربه را نه بهعنوان رویدادی صرفاً برگزارشده، بلکه بهمثابهی هشداری سازنده و فرصتی برای بازنگری تلقی کنند؛ بازنگری در مفهوم پورتفولیو، در شیوهی برگزاری رویدادهای صنفی و در مسئولیتی که یک نهاد حرفهای در قبال تصویر عمومی خود و آیندهی طراحی گرافیک کشور بر عهده دارد. چرا که اعتبار هر انجمن، نه صرفاً به نام و سابقهی آن، بلکه به کیفیت تصمیمها، استانداردها و خروجیهایی وابسته است که به نام آن عرضه میشوند.
در پایان، نگارنده بر این باور است که انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، بهعنوان یکی از قدیمیترین و تأثیرگذارترین نهادهای حرفهای این حوزه، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازاندیشی در شیوهی برگزاری رویدادهای صنفی و تعریف معیارهای کیفی شفاف و بهروز است. پیشنهاد میشود در دورههای آتی، نمایشگاه پورتفولیو با همراهی یک هیئت کیوریتوری مستقل، فرآیند انتخاب و بازبینی آثار، و حتی برگزاری نشستها یا کارگاههای آموزشی پیرامون مفهوم پورتفولیو و پرزنتیشن حرفهای طراحی همراه شود؛ تا این رویداد، نه صرفاً محلی برای گردآوری آثار، بلکه بستری برای ارتقای دانش، همسطحسازی استانداردها و تقویت شأن حرفهای اعضا باشد. بیتردید، توجه به کیفیت، نظارت تخصصی و مسئولیتپذیری در قبال تصویری که به نام انجمن در معرض دید عموم قرار میگیرد، میتواند به بازسازی اعتماد مخاطبان و تثبیت جایگاه این نهاد گرانقدر در فضای طراحی معاصر ایران بینجامد.
نگارنده: علی نجات
عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران